تبلیغات «طلوع ماه امام حسن (ع) در نیمهی رمضان»
صلوات و سلام پاکان روزگار بر تو ای سرپرست ما ای ابا محمّد، ای حسن بن علی، ای حبیب خدا و دوست فرشتگان مقرّب خدا، ای برگزیدهی خاک و افلاک، ای بندهی صالح و فرمانبردار خدا، ای مظلوم و زادهی مظلوم، سلام بر تو ای پسر فرستادهی خدا و فرند امیرمؤمنان و فاطمهی اطهر، ای دلیل خدای بزرگ بر خلایق، ای سیّد و مولی ما، توجّهات دائمیّهی ما به سوی توست، طلب شفاعت از ساحت مقدّس تو داریم و تمامی توسّلات ما به سوی خدا از کانال حضرتت می باشد و تو را مقدّم داشتهایم پیشاپیش حاجاتمان... پس ای عنصر با وجاهت در فرگاه (پیشگاه) خداوندی، شفاعت نما ما را نزد حضرت الوهیّت:
یـاور مـن گـر شـود لطـف خـدای مجتبـی
میکنـم از جـان بیـان مدح و ثنـای مجتبـی
جانشین و حجّـت بـر حـق ز بعـد مرتضـی
کیست غیـر از ذات پـاک و مقتـدای مجتبـی
خصم را با رأفت و احسان محبّ خویش کرد
عقل مبهـوت است در فضل و عطای مجتبـی
پانزدهم رمضان المبارک مقارن است با ولادت موفورالسّعادهی سبط اکبر پیامبر خدا، ثانی ائمّهی هدی و قرّة العین محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم، امام حسن مجتبی ـ علیه افضل الصّلوات و السّلام ـ که شیخ مفید و شیخ طوسی و اکثر اعاظم علماء ذکر کرده اند ولادت با سعادت امام حسن علیهالسّلام در شب سهشنبهی نیمهی ماه رمضان سال سوم از هجرت نبوی واقع شد. در کناب آسمانی تورات حضرت موسی بن عمران علی نبیّنا و آله و علیهالسّلام که پیامبر عهد عتیق است نام آن حضرت «شبّر» است، زیرا که شبّر در لغت عرب حسن است و نام پسر بزرگ هارون نیز شبّر بود. کنیت آن حضرت «ابومحمّد» است و برخی «ابوالقاسم» نیز گفته اند و از برای ایشان القابی وارد شده از جمله: «سیّد» ـ «سبط» ـ «امین» ـ «حجّت» ـ «برّ» ـ «نقی» ـ «امیر» ـ «زکی» ـ «مجتبی» ـ «زاهد».
محدّث جلیل و عالم نامدار شیعه علی بن بابویه القمی متوفی 329 هجری که توقیع شریف از امام حسن عسکری علیه الصّلوة و علیهالسّلام در شأنش صادر شده، به اسناد معتبر از امام چهارم حضرت سیّدالسّاجدین زینالعابدین علیه آلاف التحیّة و الثّناء روایت کرده که چون امام مجتبی علیه صلوات الله الملک العلّام متولّد گردید، حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسّلام به اوّل مظلوم عالم امیرمؤمنان علی علیهالسّلام گفت: او را نامی بگذار، امیرالمؤمنین فرمود: در نامگذاری فرزندم بر حضرت رسالتپناه صلّی الله علیه و آله المظلوم سبقت نخواهم گرفت، پس طفل آسمانی را در پارچهی زردی پیچاندند و به محضر رسول الله آوردند، پیامبر فرمود: مگر من شما را نهی نکردم که طفل را در لباس زرد نکنید؟ پس آن جامه افکنده و به جامهی سپیدی محفوف گردید و در آغوش پیامبر رحمت جای گرفت و پیامبر طفل را بوسید و از اسدالله الغالب سوال کرد: او را چه نامیدهای؟ علی علیهالسّلام عرضه داشت: یا رسول الله، پیشی نخواهم جست در نامگذاری او بر تو، پس پیامبر (ص) فرمود: من نیز در این امر بر خدای خود سبقت نخواهم گرفت، لذا حضرت دادار به فرشتهی وحی حضرت جبرئیل فرمان گسیل داشت: از برای محمّد فرزندی به وجود آمده، به زمین هبوط کن و سلام مرا به او برسان و او را تهنیت و مبارک باد گوی و سپس بگو: ای رسول خدا، علی نسبت به تو به منزلهی هارون است به موسی، پس طفل را مسمّی نما به نام پسر هارون، آن حضرت فرمود: اسم پسر هارون چه بود؟ جبریل عرضه داشت: نام او شبّر بود، حضرت فرمود: لغت و زبان من عربی است، جبریل امین گفت: او را حسن نام گذار.
زمانی که سیّدالشّهداء علیه السّلام دیده به جهان گشود، خدای سبحان جلّ و علا به جبریل علیهالسّلام وحی نمود: از برای رسول من محمّد پسری متولّد شده، برو او را تهنیت گو و بگو: علی از تو به منزلهی هارون است از موسی، پس او را به نام پسر دیگر هارون مسمّی گردان، چون جبریل نازل گردید بر خاتم انبیاء پس از اداء تهنیت، پیغام باریتعالی را به ساحت ملکوتی حضرت خیرالبشر رسانید، پیامبر فرمود: نام آن پسر چه بود؟ جبریل گفت: «شبیر»، حضرت فرمود: زبان گفتگوی من عربی است، جبریل گفت: او را حسین نام بگذار که همان معنی شبیر است.
چون رفت نیمی از ماه مبارک پشت سر تابید چهرهی تابنـاک حسن در نیـم دگر
رئیس المحدّثین، ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی نورالله مضجعه الشّریف، مشهور به شیخ صدوق، متوفی سال 381 هجری که مدفنش قریب حضرت عبدالعظیم الحسنی در ری می باشد در کتاب عیون اخبار الرّضا چنین آورده: چون هفت روز از ولادت امام حسن علیهالسّلام سپری شد، حضرت رسالت پناه (ص)، دو گوسفند اَبلَق (معرّب اَبْلَک، هر چیز دو رنگ خصوصاً سیاه و سفید) از برای او عقیقه (گوسفندی که روز هفتم تولّد، هنگام تراشیدن موی سر طفل قربانی کنند) نمود و به «اسماء بنت عمیس» که قابلهی آن حضرت بود، یک ران از عقیقه را با یک اشرفی داد، رأس مبارک را تراشید و موی آن را با نقره وزن نمود و آنرا تصدّق کرد، آنگاه سر را با بوی خوش خوشبو ساخت و فرمود: ای اسماء، خون عقیقه را بر سر مولود کشیدن از افعال مردم دورهی جاهلیّت است.
دومین ماه ولایت از نـهـان شد آشکـار تا به دست پاک خود گیرد لوای حمد یار
به سند کتاب عیون اخبار الرّضای مرحوم شیخ صدوق، خاتم انبیاء میفرماید: میان ولادت امام حسن و امام حسین فاصلهای نبود مگر به اندازهی مدّت حمل و شیخ صدوق در اثر دیگرش به نام علل الشّرایع از حضرت رسالت (ص) روایت کرده که آن حضرت فرمود:
من، حسن و حسین، دو پسر خود را، به نام دو پسر هارون، شبّر و شبیر مسمّی ساختم به جهت کرامت و بزرگواری ایشان نزد حق تبارک و تعالی و به روایت دیگر فرمود: فرزندان فاطمه را حسن و حسین و محسن که در رحم فاطمه شهید شد مسمّی گردانیدم به اسم سه پسر هارون، شبّر و شبیر و مشبر، برای آنکه علی به منزلهی هارون است.
حسن سرلوحهی لطف و صفا بود به عالـم اسوهی حلـم و حیـا بود
هزاران حـاتـم طائـی ز جـودش به هنگـام وجـودش کم بهـا بـود
مولود نیمهی رمضان امام حسن مجتبی (ع) را مقامات و فضائلی بیشمار است، هر زمان سخن از امام حسن (ع) بشود، لاجرم باید از امام حسین (ع) هم صحبت شود، زیرا هر چه دربارهی امام حسن وارد شده دربارهی امام حسین هم وارد شده الّا در پارهای نوادر، علیهذا، ما در این مقال وقتی حسنین میگوییم، یعنی هر دو امام هُمام را منظور نظر داریم. شیخ بزرگوار ابوجعفر محمّد بن الحسن الطوسی متوفّی 460 هجری در کتاب امالی خود آورده از پیامبر اکرم که فرمود: حسن و حسین، سیّد جوانان اهل بهشتند، و صاحب کتاب خصال یعنی شیخ صدوق از طریق خاصّه و عامّه در همین کتاب آورده است که حضرت رسول (ص) فرمود: به حسن بخشیدم مهابت و حلم خود را و به حسین بخشیدم جود و رحمت خود را، ابن بابویه به سند معتبر از امام رضا علیه الصّلوة و السّلام روایت کرده است که پیامبر فرمود: فرزند گل است از برای هر کس، دو گلِ من در دنیا حسنین میباشند و باز از فضائل و مقاماتی که در شأن حسنین علیهماالسّلام وارد شده به سند کتاب عیون اخبار الرّضا از رسول خدا آمده است که فرمود: حسنین بهترین اهل زمینند بعد از من و پدرشان، و مادر ایشان (فاطمهی اطهر سلام الله علیها) بهترین زنان اهل زمین است، در بحارالانوار دارد امیرالمؤمنین خطاب به حسنین فرمود: شما امام هستید بعد از من و بهترین جوانان اهل بهشت میباشید و معصوم هستید از گناهان، خدا شما را حفظ کند و لعنت او بر کسی باد که با شما دشمنی نماید. شیخ اَجَل محمّد بن محمّد بن نعمان، مشهور به مفید، متوفّی 413 در ارشاد خود میفرماید: روزی پیامبر خدا (ص) اقامهی نماز میکرد، حسنین علیهماالسّلام آمدند بر پشت آن حضرت سوار شدند، چون پیامبر سر از سجده برداشت ایشان را با نهایت لطف و مدارا گرفت، چون باز به سجده رفت باز ایشان سوار شدند، چون رسول خدا از نماز فارغ گردید، هر کدام را بر یکی از پاهای خود نشاند و فرمود: هر کس مرا دوست دارد باید که این دو فرزند مرا دوست بدارد، حسنین دو گوشوارهی عرشند، و به سند مناقب ابن شهرآشوب متوفی 588، از حضرت علی بن موسی الرّضا علیه و علی آبائه افضل التّحیّة و السّلام روایت میکند که عیدی واقع شد و حسنین علیهماالسّلام لباس نو نداشتند، پس نزد مادر مظلومهی خود آمدند و عرضه داشتند: همهی اطفال مدینه به لباسهای نو خود را زینت کردهاند غیر از ما، چرا ما را مزیّن نمیگردانی؟ حضرت صدّیقهی کبری فرمود: لباسهای شما نزد خیّاط است، چون بیاورد شما را مزیّن خواهم کرد، چون شب عید فرا رسید، باز به نزد مادر خود آمدند و مطالبهی جامهی عید کردند، پس مادر سادات، فاطمهی زهرا (س) گریان شد و باز همان جواب قبل را به ایشان گفت؛ چون شب فرا رسید، کسی درب را کوبید، فاطمه گفت: کیست؟ گفت: ای دختر رسول خدا، من خیّاطم، لباسهای فرزندان تو را آوردهام، حضرت فاطمهی زهرا (س) درب را گشود، دید مردی که در نهایت جلالت و مهابت و حسن سیما، دستمالی بسته به آن حضرت داد و مراجعت نمود، چون حضرت زهرا سلام الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها به خانه وارد شد و دستمال را گشود و در آن دو پیراهن و دو دُرّاعه (جامهی بلند که زهّاد میپوشند) و دو زیر جامه و دو رِداء (هر لباسی که روی لباسهای دیگر بر تن کنند) و دو عمّامه و دو مُوزَه (چکمه) سیاه که عقب آنها از پوست سرخ بود دید، پس حسنین (ع) را از خواب بیدار کرد و لباسها را بر ایشان کرد، در همان حال حضرت رسالت (ص) وارد گردید و ایشان را مزیّن دید، آنها را در بر کشید و بوسید و به حضرت فاطمه فرمود: آیا خیّاط را دیدی؟ عرضه داشت: بلی یا رسول الله، لباسهایی را که برای ما فرستاده بودی آورد، پیامبر فرمود: آن فرد خیّاط نبود بلکه «رضوان» خازن بهشت بود، حضرت فاطمه (س) گفت: یا رسول الله، چه کسی شما را مطّلع گردانید؟ پیامبر رحمت که صلوات خدا بر او باد فرمود: او به آسمان نرفت تا به نزد من آمد و مرا خبر کرد؛ این بود قطرهای از بحر عمیق مقامات آسمانی حسنین و لنعم ما قال: کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم.
فیالختام عرض میکنم: مورودات در مقامات آسمانی امام حسن مجتبی علیه الصّلوة و السّلام مطوّل است و فرصت و مجال هم مضیَّق، چه نیکو و پسندیده است صائمین و صائمات را که این آنات الهی عرفانی را با قدرشناسی از مقامات خدادادهی امامان معصوم تعقیب نمایند و یکی از راههای قدرشناسی، عمل نمودن به رهنمودهای ایشان است، لذا در نیمهی رمضان، پای صحبت آن امام مظلوم قعود کنیم، شاید ضیائی فراروی راه ظلماء گردد:
به سند روضهی بحار ج 2، حضرت میفرماید: «علیکم بالفکر فانه حیاة قلب البصیر»، اندیشه کنید که اندیشه کردن مایهی حیات قلب مردم آگاه است. توجه دارید که عمل، ذی المقدّمهی فکر و تعمّق و اندیشه است و فکر است که ساختمان عمل را بنا میسازد، هر فعلی از بشر به مرز اصدار برسد، اگر بدون پیشزمینهی فکر و اندیشه باشد قطعاً محکوم به انکسار خواهد بود و بالعکس اگر عمل صادرهی از آدمی با پشتوانه و حمایت اندیشه و تدبّر صورت پذیرد حتماً عکسالعملی کارساز و مفید فایده در پی خواهد داشت و این مسئله هم در معنویّات صدق دارد هم در مادّیات، که امام حسن (ع) در جای دیگری میفرماید: «بالعقلِ تُدْرَکُ الدّارانِ جَمیعاً»، از راه اندیشه و خردورزی است که دنیا و عقبی به دست میآید و خطاب به آن دسته افراد که متأسّفانه در هر عصری از اعصار به وفور و در همه جا یافت میشوند که تصوّر دارند ابناء بشر باید از عاصمِیّت برخوردار باشند (غافل از اینکه معصوم در عالم فقط چهارده نفر بوده) و خیلی سریع لغزشهای افراد را شخصاً به محکمهی درونی برده و کیفر بیرونی میرسانند، فرموده است: «لا تُعاجِلِ الذّنبَ بالعقوبَةِ»، در کیفر دادن گناه دیگری شتاب مکن، «وَ اجْعَل بَیْنَهُما لِلْاِعْتِذارِ طریقاً (بحار ج 2 ص 113)»، و بین مذنب و ذنب راهی را برای پوزش و عذرخواهی باز بگذار که رسول خدا فرمود: «اَلتّائبُ مِنَ الذنبِ کَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ (وسائل الشّیعه ـ 11 ـ 360)»، توبه کنندهی از گناه مثل کسی است که مرتکب گناهی نشده است. کلام پیامبر، کلام خدا است (نجم ـ2 و 3) و «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی»، پیامبر هرگز از طرف خود و از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، بلکه هر آنچه میگوید فرمودهی خداوندی است و وحی منزل است ولو در کتابالله وارد نشده باشد، پس این مقامی را که پیامبر برای توبه کننده بیان میفرماید از طرف خداوند است که در سورهی غافر آیهی 3 میفرماید: «غافر الذّنب و قابل التّوب»: آیه در مقام بیان دو صفت از صفات خداوند است: یکی بخشندهی گناه و دیگری پذیرندهی توبه. در این ایام و لیالی مبارک، به این دو صفت خداوندی توسّل و تمسّک بجویید، قطعاً دستگیری میکند و در سورهی آل عمران، آیهی 135 میفرماید: «والّذین اذا فعلوا فاحشةً»، افرادی را که در دنیا فحشایی مرتکب شوند، «او ظلموا انفسهم»، یا بر خود ظلم کنند (به خاطر انجام قبایح)، «ذکرو الله»، بعد دلشان متوجّه و متذکّر بذکرالله میشود، «فَاسْتَغْفَروا لِذُنُوبِهِم»، و از گناهان مرتکبه استغفار کنند و آمرزش خواهند، «و من یغفر الذنوبَ الا الله»، و کیست که گناهان را ببخشد جز خدا؛ ملاحظه میکنید که ذات اقدس اله وعدهی بخشش داده است: در سورهی زمر آیهی 53 میفرماید: «یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم»، ای بندگان خدا که در اثر ارتکاب معاصی بر جان خودتان اسراف کردید، «لا تَقْنَطوا من رحمة الله»، (قنوط: ناامیدی)، ناامید و مأیوس نباشید از رحمت خدا، «ان الله یغفر الذّنوب جمیعا»، خداوند میآمرزد همهی گناهان را، «و اِنّهُ هُوَ الغفور الرّحیم»، و او بخشندهای مهربان است که البته ورود در این مقام با انابه و توبه همراه است که فرمود: «وَ اَنیبُوا اِلی رَبِّکُم»، بازگردید به سوی خدای خودتان، «وَ اَسْلِمُوا لَهُ»، و خودتان را همه جانبه تسلیم خدا کنید. امید است خداوند، صائمین و صائمات را از برکات این ماه مُستفیض و مُستفید فرماید و نیمهی آن را که با ولادت کریم اهل بیت امام حسن علیهالسّلام همراه است بر آنها مبارک گرداند و توفیق حضور در مقام مُنیبین را به ایشان مرحمت فرماید و نسل جوان ما که سرمایههای کشور میباشند را از خطر سقوط در لغزشها و رذائل محافظت فرماید.
و صـلّ الله علـی سیّـدنـا محـمّـد و آلـه الطّـاهـرین
«سالروز ولادت امام حسن مجتبی (ع)»